اولین سامانه جامع جستجو بین المللی کالا

خوشچهره

رأس کل خطاها، خام‌فروشي نفت است

خوشچهره مي‌گويد بعد از پايان جنگ، هرچه به جلوتر مي‌آييم فساد افسانه‌اي‌تر مي‌شود. بين قيمت نفت و فساد رابطه وجود دارد و هر چه قيمت نفت بالاتر مي‌رود فساد ببشتر مي‌شود.

خوشچهره مي‌گويد بعد از پايان جنگ، هرچه به جلوتر مي‌آييم فساد افسانه‌اي‌تر مي‌شود. بين قيمت نفت و فساد رابطه وجود دارد و هر چه قيمت نفت بالاتر مي‌رود فساد ببشتر مي‌شود.

محمد خوشچهره، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصادي که در برنامه دست‌خط حضور يافته بود، گفت: اگر منصفانه نگاه کنيم دولت يازدهم وارث يک شرايط اقتصادي نامناسب بود. دليل اين شرايط نامناسب عوامل برون‌زا و تحريم و نوع مديريت داخل بود. ما در اقتصاد از نظر علمي پديده‌اي به نام رکود تورمي داريم. در خيلي موارد اين دو با هم متضاد هستند. رکود همراه با تورم به اين معناست که اگر رکود باشد و کسادي باشد، تقاضا پايين است و قيمت بايد پايين بيايد، اگر هم رکود باشد و هم قيمت بالا برود تضاد ايجاد مي‌شود. اين پديده متعارف نيست ولي اتفاق مي‌افتد. خيلي از کشورها اين تجربه را دارند.

او درباره دولت يازدهم توضيح داد: دولت يازدهم در شرايطي سر کار آمد که رکود تورمي بود. اين وضعيت رکود تورمي معالجه را حساس مي‌کند. اين يک اشتباه استراتژيک است که کسي فقط بر يک وجه متمرکز شود در حالي که همزمان بايد دو مورد را در بر بگيرد که دو مورد براي يک دولت سخت است. اگر نگاهي به گذشته بيندازيم و منصفانه بررسي کنيم مي‌بينيم علي‌رغم دغدغه‌مندبودن مسئولان ما اين سياست‌ها به طور مناسب متمرکز نبوده است.

خوش‌چهره در بخش ديگري از اظهاراتش بيان کرد: زماني وجود دارد که دولت خود را به اتخاذ سياست‌هايي محدود مي‌کند و مي‌گويد من يک سياست پولي انبساطي به کار بردم يا سياست انقباضي به کار بردم يا تزريق پول را کم مي‌کنم. در تورم، تزريق پول بايد کم شود. اما اگر رکود تورمي است فضاي تزريق بايد کم باشد و همين کم به صورت انبساطي براي توليد به کار رود.

وي اضافه کرد: يعني نبايد سوداگري، دلالي، قاچاق و اقتصاد زيرزميني از منابع بانکي بهره‌مند شود. برعکس بايد تمرکز روي توليد برود. يعني هرچه پول هست به سمت توليد برود. مثلاً در نظام مالياتي در سياست‌هاي اين‌گونه، فشار مالياتي نبايد روي توليد باشد. در عين حال که دولت مي‌خواهد درآمد مالياتي بالايي داشته باشد بايد اقتصاد زيرزميني و دلالي را پيدا کند. ماليات‌هايي که تاکنون اخذ نکرده را از اينها بگيرد. الان بحث اين موارد دو سالي است در دولت و مجلس عنوان مي‌شود. اينکه چقدر عملياتي است را اطلاع ندارم.

اين استاد دانشگاه افزود: اکنون ضعفي که در نظام تصميم‌گيري داريم و همينطور ادامه داشته و تنها نسبت آن در برخي دولت‌ها پايين و بالا بوده، اين است که هر کسي ساز خود را در سياست‌ها مي‌تواند بزند.

خوشچهره در پاسخ به اين سؤال که آيا روحاني با او در جريان انتخابات 1392 مشورت کرده است، بيان کرد: در همان دوره انتخابات لطف داشتند. من براي ايشان يک تعريف از وضع موجود کردم.

وي درباره نظر رئيس جمهور در زمينه يارانه‌ها گفت: خودشان در ذهنشان اين بود که اين‌گونه ادامه پيدا نکند. استدلال من مورد قبول بود که يارانه مسکن و درمان مهم است.

خوشچهره همچنين بيان کرد: ساده بگويم که اقتصادي داريم که هويت‌بخش آن توليد ملي است و توليد ملي محل تحليل است. توليد ملي تبديل به درآمد ملي مي‌شود. درآمد ملي معياري براي قضاوت کارايي دولت است و رفاه ملي نام دارد. به فارسي ساده، بهبود عمومي سطح زندگي مردم. در ايران دچار انحرافي بوديم که بعد از جنگ رخ داد. قبل از اينکه روي يک دولت متمرکز شويم، بايد بگويم که ما دوپينگ کرديم؛ يعني درآمد ملي به جاي اينکه ريشه در توليد ملي داشته باشد، در برخي دوره‌ها تا 70 درصد از خام‌فروشي نفت ايجاد شد. پس اقتصادي که متکي به خام‌فروشي نفت باشد و بيش از 70 درصد درآمد ملي را تشکيل دهد نمي‌تواند رفاه پايداري ايجاد کند چون وابسته به يک متغير برون‌زاست و قيمت را جهان تعيين مي‌کند، اوپک يا بازار بورس تعين‌کننده است. توليد هم در دست ما نيست. اوپک سهميه مي‌دهد.

وي ادامه داد: قبل از اينکه بگوييم سياست‌ها غلط است، بايد ساختار را بررسي کنيم. ما بعد از جنگ 4 دولت با تابلوهاي سياسي مختلف داشتيم. ضمن احترام به همه اين شعارها وقتي نگاه مي‌کنيم مي‌بينيم همه در کارکردها مشابه هستند. اکنون دولت مي‌گويد در راستاي اقتصاد مقاومتي توليد نفت را بالا برده است. در حالي که فروش نفت، فروش دارايي‌ها و استقراض از طبيعت و نعمات الهي است و اين هنر نيست. نرخ رشد اقتصادي واقعي اين نيست که به خام‌فروشي وصل شود. بعد اسم اين را به توليد نفت عوض مي‌کنيم. اين اکتشاف و استخراج نفت است.

خوشچهره اظهار کرد: استخراج نفت خام در محاسبات واقعي در جي‌ان‌پي (نرخ رشد اقتصادي) جاي بحث دارد. بنابراين اگر مي‌دانيم که فروش يک ميليون بشکه به دو ميليون بشکه رسيده است، بايد بدانيم از دل خام‌فروشي نفت متغيرهاي کلان به دست نمي‌آيد. ما مي‌گوييم در کشور اشتغال مسئله است. الان هم مشکل بيکاري به دولت به ارث رسيده است. مي‌خواهيم ببينيم نسخه دولت براي اين روش خوب است يا خير؟ اشتغال با موعظه و پند و دعا ايجاد نمي‌شود. حرف من اين است که ما کشوري داريم که 80 ميليون نفر جمعيت دارد. در ادبيات اقتصاد و برنامه‌ريزي 80 ميليون جمعيت 80 مزيت ناميده مي‌شود. به اين ترتيب تقاضاي بالقوه وجود دارد که بايد تقاضاي مؤثر ايجاد کنيم. اينجا روش‌ها و سياست‌ها جواب مي‌دهد. براي اين کار همکاري مجلس و دولت مهم است. فقط هم دولت نيست، مجلس‌ها را نبايد کنار بگذاريم. دو مورد با هم بايد باشند. 

خوش‌چهره گفت: قبل از اينکه به عوامل بيروني توجه کنيم بايد به سرمايه خارجي و پول خارجي توجه و آن را مديريت کرد. مشکل ما در خيلي از واحدهاي توليدي، منبع خارجي نيست. از دل درآمد نفتي اشتغال ايجاد نمي‌شود. با درآمد نفتي 20 ميليارد دلار سرمايه‌گذاري انجام مي‌شود که به توسعه نياز دارد و از اين ميزان کمتر از 10 هزار فرصت شغلي ايجاد مي‌شود.

خوشچهره درباره برجام نيز خاطرنشان کرد: اگر صفر و صدي نگاه نکنيم و اگر تاکيدات رهبري را خداپسندانه و منصفانه نگاه کنيم، برجام هيچ چيزي نداشته باشد - من استراتژيک نگاه مي‌کنم - اين فرصت را داده است که مردم بفهمند آمريکا با آن چيزي که ادعا مي‌کند يا اتحاديه اروپا با اينکه سعي مي‌کند بگويد اصيل است، بدعهدي مي‌کنند. ما ظرفيت‌هايي داريم که بيش از جمعيت ماست. خيلي از جاها بيش از ده برابر نسبت جمعيتمان، منابع و امکانات در منابع و انرژي و معادن داريم، بنابراين دنيا به ما احتياج دارد و ما هم به دنيا احتياج داريم. نسبت احتياج ما کم است و ما مي‌خواهيم در عرصه جهاني پويا و فعال باشيم اما فضاي تخاصم و شيطنت داريم. شيطنت را با ناسزا و قهرکردن نمي‌توان جواب داد. اقتصاد مقاومتي يعني مي‌خواهيد در عرصه باشيد و پويا باشيد و نقاط ضعف را بشناسيد و گارد شما بسته باشد.

وي بيان کرد: از اشتباهات ما اين بوده است که گفته‌ايم قطعنامه مهم نيست و بعد براي آن تدبير نکرديم. همواره اقتصادمان را نفتي کرديم. آن‌ها هم تحريم را شروع کردند. بعد به جايي رسيديم که وضع اقتصاد بد شد. اين خوب نبودن بخش زيادي مربوط به گارد باز ما بود.

اين استاد دانشگاه گفت: در نظر داشته باشيد که قوت لايموت مردم در خاورميانه نان است. اگر مي‌خواهيم اقتصاد مقاومتي يا کاهش وابستگي را دنبال کنيم، سبد غذايي مردم يعني گندم بايد 70 تا 80 درصد خودکفا شود. يعني اگر آنها تحريم کنند خسارت‌هايي مي‌خورد، اگر گندم شما وابسته باشد، بحران اجتماعي و بحران خوراک داريد.

وي درباره وضعيت تيم اقتصادي دولت يازدهم بيان کرد: خود دوستان اعتراف داشتند که هماهنگ نبودند. در نامه‌اي که بعضي از اعضاي دولت هم دادند اعتراض کردند و 4-3 امضا هم از وزرا داشت. ما هم در دانشگاه البته استقبال کرديم که اينها نسبت به برخي سياست‌ها اعتراض داشتند.

خوشچهره درباره مناظرات اقتصادي انتخابات 1396 نيز بيان کرد: مباحثي در مناظرات مطرح شد که همه به آن واقف بودند. همه مي‌دانند که مشکلات معيشتي وجود دارد و برطرف کردن آن، مطالبه مردم از مسئولين است. مردم تحت فشار هستند اما راه‌حل‌هاي درمان از نظر من جامعيت نداشت. من فراجناحي صحبت مي‌کنم. تعلقات ارزشي دارم ولي تعلقات جناحي ندارم. ما اعتقاد داريم اقتصاد ما بيمار است، اين بيمار را در 4 درمانگاه فرستاديم. يکي سازندگي، ديگري اصلاحات و غيره. اين بيمار يک‌شبه بيمار نشده است. پس نگوييم بيماري‌هاي اقتصاد ما از دولت يازدهم است.

خوشچهره در پاسخ به اين سؤال که آيا پيش‌بيني مي‌کرد که روحاني پيروز انتخابات 1396 شود، تصريح کرد: تمام روساي جمهور 8 ساله بودند. بنابراين کسي که در مسند کار است و تمام ابزارها دست اوست، شانس بالاتري دارد.

وي همچنين به بيان خاطرات خود از مناظره معروف اقتصادي سال 1384 که ميان وي و محمدباقر نوبخت برگزار شده بود پرداخت و در پاسخ به اين سؤال که اگر دوباره به آن زمان بازگردد اين مناظره را برگزار مي‌کند، گفت: برخي مي‌گفتند مناظره شما باعث شد احمدي نژاد پيروز شود ولي من گفتم بين هندانه دربسته و يک هندوانه شکافته‌شده انتخاب شد و در اقتصاد هم ديديم که درمان ندارد. در آن انتخابات بسياري از افرادي که در مجلس حمايت کردند مثل دکتر افروغ، دکتر سبحاني، اين‌ها از شخص حمايت نکردند بلکه پشت ادعاي حرف‌هاي ارزشي و آرماني ايستادند.

وي ادامه داد: در انتخابات سال 1384 شعارهاي مطرح‌شده از سوي احمدي‌نژاد مورد نظر ما بود. من در اوج دوستي جدا شدم. هنوز هم کابينه را نچيده بودند و تا 1: 30 شب صحبت کرديم. حرف‌هايي زده شد که فهميدم اگر بخواهيم ما دو تا کار کنيم مردم اختلافات بين ما را ببينند نمي‌توانند تحليل کنند و از آن به عنوان دعواي قدرت اسم مي‌برند.

او در پاسخ به اين سؤال که برخي اعتقاد داشتند اگر خوش‌چهره سمتي مي‌گرفت اين اندازه منتقد نمي‌شد، بيان کرد: برخي فکر مي‌کردند دکتر توکلي يا دکتر افروغ يا من در مجلس هشدار مي‌دهيم، براي اين است که پست نگرفتيم. طيف افراطي چنين بيان مي‌کردند. ما نماينده مجلس بوديم و چه کسي گفته است نماينده مجلس از کابينه پايين‌تر است؟ حرف من اين بود که ما برخي‌ها رئيس کميسيون بوديم و تعهد ما نسبت به رأي مردم بود و به اين ترتيب 5 وزير او افتادند.

وي در ادامه سخنانش از جريان دادن رأي اعتماد به کابينه احمدي‌نژاد گفت: رئيس‌جمهور همان زمان ديد در ليست موافق و مخالف ما که بعداً جزو اصولگرايان مستقل مجلس شديم، اسم ما وجود دارد. به من گفت چرا موافق اسم ننوشتيد؟ گفتم من همينقدر که درباره برخي مخالف اسم ننوشتم خيلي خود را کنترل مي‌کنم. دليل اين بود که نخواستم اول کار تضعيف شويد. علت را پرسيد. گفتم من پشت آن آقا نماز مي‌خوانم ولي حاضر نيستم مسئوليت به او بدهم. او گفت من ميثاق مي‌گيرم و اگر خوب نباشند يک‌ساله کنار مي‌گذارم. گفتم اين يک سال را چه کسي قرار است جواب بدهد؟ من ديدم چقدر کابينه با اين اصطلاحات عوض شد.

اين اقتصاددان تاکيد کرد: مجلس بايد کار خود را بيشتر نشان مي‌داد و هم ما بايد چنين مي‌کرديم. اين پيام هم براي نسل جديد و هم دولت جديد است. حب و بغض را کنار بگذاريم. فردا بايد جواب خداوند متعال را بدهيم. اينکه در ستاد من بود، امين من بود يا هر چيز ديگر درست نيست، بايد ببينيد مي‌تواند اين کار را انجام دهد يا خير.

خوشچهره ادامه داد: از ابتداي انقلاب نگاه کنيد، دولت سازندگي به اسم امين به سمت تکنوکرات رفت. بعد مدرک بالا رفت. الان هم فساد اخذ مدرک‌هاي انحرافي را داريم. به چه چيزي کمتر توجه شد؟ به تخصص کمتر توجه شد. ايراد دوستان را نمي‌گيرم ولي اگر تخصص باشد ولي تعهد و سلامت نفس او نباشد حقوق نجومي از آن بيرون مي‌آيد. ادعاي دولت نهم اين بود که ارزشي و انقلابي هستند. اين سلامت نفس، آيا اين توانايي را هم دارد يا خير؟ مي‌تواند از پس اين کار برآيد يا خير؟ اين معيار کافي نيست که بگوييم يکي انقلابي است و يکي تخصص دارد. اين دو معيار بايد با هم باشد. قوي و امين.

خوشچهره همچنين درباره سمت‌هايي که قرار بود در دولت احمدي‌نژاد بگيرد، گفت: در جمع يک بار درباره کابينه بحث بود و ايشان هم از معاون اولي شروع کرده بود. مثلاً مي‌گفتند معاون اول چه کسي شود که اسم من و آقاي چمران مطرح شد، بعد من از اين جلسات خوشم نمي‌آمد چون آن زمان در مجلس بودم و دنبال پست و اين چيزها نبودم. بعد از آن جلسه خارج شدم ولي ظاهراً خيلي انتظار بود.

اين نماينده پيشين مجلس درباره انتقاداتي که به مجلس هفتم وارد مي‌شد مبني بر اينکه يکپارچه نبود نيز اظهار کرد: ببينيد رفتار سياسي را نتوانستيم با اصول پايه نظام جمهوري اسلامي جور کنيم. رفتاري که در مجلس ما وجود دارد همان رفتاري است که در انگليس وجود دارد. لابي حزب و ليبر و جاهاي ديگر وجود دارد. هنر برخي آقايان هم با آن ادبيات است. من جسارت به کسي نمي‌کنم و اين برداشت‌هاي خودم است. فرصتي باشد آقايان مي‌توانند دفاع کنند. اين لابي با اصول و اعتقادات ارزشي ما در تناقض است. اگر اين خراب است بايد همين الان جلوي آن گرفته شود و هشدار داده شود. هشدار با انتقاد و پيشنهاد فرق دارد. برخي اگر مي‌رسيدند مي‌گفتند مخالفين هستند. چقدر فشار روي افرادي همچون دکتر افروغ بود که مي‌گفتند اينها با دولت مخالف هستند. ما داريم کمک مي‌کنيم و اين راه.

وي درباره کانديداتوري‌اش براي انتخابات مجلس دهم نيز بيان کرد: در مجلس دهم هم تحت فشار زيادي بودم که بروم. سعي کردم در فهرست نروم. لابي‌هايي از دو طرف بود که به ليست هر دو وارد شوم ولي علاقه نداشتم.

خوشچهره به ماجراي رفاقت خود با شهيد باکري و شهيد همت هم اشاره کرد و گفت: آشنايي با اين افراد توفيقي بود که من داشتم. در آموزش و پرورش که بودم سال 60 شهيد بروجردي را چند باري ديده بودم. شهيد ناصر کاظمي در کردستان در کانون سلمان که ما بوديم حضور داشتند، از آنجا مي‌شناختم. او فرماندار پاوه شده بود و آنجا شهيد بروجردي وي را جذب سپاه کرده بود. کاظمي شهيد شد. چند بار او و دوستان منزل ما آمدند و گفتند که جبهه مهم است و من مي‌گفتم آموزش و پرورش مهم است. بعد از شهادت شهيد کاظمي، با آموزش و پرورش به کردستان رفتم. آقاي فاني وزير سابق، آن موقع مديرکل بود. آنجا که رفتيم من در کردستان تدريس مي‌کردم. در عين حال در خدمت جبهه و جنگ هم بودم.

خوشچهره در ادامه سخنانش درباره وضعيت فساد در دولت‌هاي مختلف بعد از جنگ گفت: بايد قائل باشيد هر چه جلو مي‌آييم از بعد از جنگ فساد افسانه‌اي‌تر مي‌شود. بايد اين موضوع را فارغ از سليقه سياسي آسيب‌شناسي کنيم. زماني که شهرام جزايري در مجلس ششم بود قيمت نفت بشکه‌اي 14 تا 17 دلار شده بود. يعني نفت 14 دلاري فسادش 180 ميليارد تومان بود. همين نفت 14 دلار مي‌شود 140 دلار، فسادش يک قلم 3 هزار ميلياردي مي‌شود. مثلاً آقاي بابک زنجاني مي‌گويد من 22 ميليارد يورو پول دارم! حالا کارآفريني واجد ارزش است اما يک فرد يک‌لاقبا 22 ميليارد از کجا آورده است؟ بعد مي‌بينيم در جريانات فروش نفت وجود دارد و همه انحراف است. يعني هر چه قيمت نفت بالاتر رفته است فساد مادي بيشتر شده است، فساد اداري و غيره الان خارج از تحليل ماست. رأس کل خطاها همين خام‌فروشي نفت است.

وي ادامه داد: اين نفت هم در فساد مالي کار کرده است و هم در تصميم‌گيري‌ها و توزيع بين مردم و کالاي شب عيد و انتخابات و ... .






منبع خبر: اتاق ایران